خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
9
نهج البلاغة ( فارسى )
قرآن كريم را در مدّت كمى حفظ كرد ، بسيار بلند همّت و شريف النَّفس بود ، و از هيچكس صله و جائزه قبول نمى كرد حتّى صلههاى پدرش را به صاحبانش بر مى گرداند ، بنى بويه اصرار داشتند كه صله از آنان بپذيرد و ليكن او جائزههاى آنها را ردّ ميكرد ، از جميع علوم و محاسن حظّ و بهرهء بسيار داشت ، در طفوليّت معلّمى مانند شيخ مفيد ( عليه الرَّحمة ) به او و برادرش ابو القاسم علىّ مرتضى ، علم الهدى ( رحمهما اللّه ) نصيب گرديد . شارح معتزلى ابو حامد عبد الحميد ابن هبة اللّه مداينىّ مشهور بابن ابى الحديد در شرح بر كتاب نهج البلاغه چنين نوشته : شيخ مفيد ابو عبد اللّه محمّد ابن نعمان فقيه امامىّ شبى در خواب ديد در مسجد خود واقع در كرخ نشسته ، ناگاه فاطمه ( عليها السّلام ) دختر رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) با حسن و حسين ( عليهما السّلام ) كه هر دو صغير بودند وارد شد و فرزندان خود را تسليم شيخ كرده فرمود : فقه را بايشان بياموز ، پس به شگفت تمام از خواب بيدار شد ، و در بامداد همان شب فاطمه بنت الحسين ابن الحسن النّاصر داخل مسجد گرديد و در اطراف او كنيزان بودند و دو فرزند صغيرش محمّد رضى و علىّ مرتضى در جلو او بود ، شيخ ايستاده بر او سلام كرد ، فاطمه گفت : اى شيخ اين دو فرزندم را نزد تو آوردهام تا فقه به آنها بياموزى ، شيخ گريه كرده خواب خود را براى او نقل نموده تعليم و تربيت آن دو بزرگوار را متكفّل شد ، و ابواب علوم و فضائل را بر وى آن دو بزرگوار گشود بطورى كه شهرهء آفاق شده آثارشان جاويدان باقى و برقرار ماند . سيّد رضى با اينكه بيش از چهل و هفت سال زندگانى نكرد كتابهاى بسيارى تأليف نمود كه مشهورترين آنها نهج البلاغه است ، و ما اكنون عين عبارات آن را از روى نسخ صحيحه با اعراب درست و بدون غلط نقل و در هر فصلى ترجمه و شرحش را به فارسى سليس و روان بيان مى نماييم ،